آیا مردانی که لباس های گلدار می پوشند بیمارند؟
دوشنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۴، ۱۲:۵۴ ق.ظ
شما چه جور آدمی هستید؟ چه چیزی معرف شماست؟ شما خودتان را چگونه توصیف می کنید؟ نظر شما درباره خودتان چیست؟ شما درباره خودتان احساس کهتری و کم بینی دارید و یا احساس مهتری و بزرگی می کنید؟ چه چیز و یا چیزهایی در شما وجود دارد که به واسطه آن احساس غرور می کنید؟ دیگران درباره من چگونه می اندیشند؟

در سال های اخیر اگر سری به مراکز خرید زده باشید قطعاً پشت ویترین برخی از مغازه های مردانه فروشی، لباس های خاصی را دیده اید که نظر شما را جلب کرده اند. لباس های گل دار با رنگ های زنانه. حتی ممکن است در مردانه یا زنانه بودن آن شک کرده باشید! سوال اساسی اینجاست که آیا می توان از این مسئله به عنوان یک تغییر سلیقه، ساده گذشت و یا اینکه باید آن را به عنوان یک آسیب بزرگ اجتماعی بررسی کرد؟ می توان گفت که یکی از مهم ترین دلایل بروز این نوع اختلالات در افراد مشکلات هویتی است.
مریم محمودزاده، مدرس حوزه و دانشگاه و مدیر مؤسسه کوثر هدایت، در مصاحبه اختصاصی با سایت با حجاب درباره علت بروز این مشکل در مردان می گوید: «متأسفانه برخی از مردان رفتارهایی را دارند که در شأن آن ها نیست و با جنسیتشان تطابقی ندارد، در واقع این افراد از نظر روانی دچار بحران هویت شدهاند که این موضوع از طریق تربیت نادرست و عدم توجه به ویژگیهای مثبت مردانه او( نه منفی)حاصل می شود.»
هویت چیست؟
شما چه جور آدمی هستید؟ چه چیزی معرف شماست؟ شما خودتان را چگونه توصیف می کنید؟ نظر شما درباره خودتان چیست؟ شما درباره خودتان احساس کهتری و کم بینی دارید و یا احساس مهتری و بزرگی می کنید؟ چه چیز و یا چیزهایی در شما وجود دارد که به واسطه آن احساس غرور می کنید؟ دیگران درباره من چگونه می اندیشند؟
پاسخ دادن به سوالاتی از این دست ، برداشت و تصور هر فرد از خودش را معین می سازد. هر انسان برداشت و تصوری از وجود خودش دارد که از آن می توان به عنوان هویت شخصی یا «خود» نام برد.
هویت چارچوبی است که افراد از آن استفاده می کنند تا تجارب زندگی خود را بر اساس آن تفسیر کرده، همچنین معنا و نیز اهداف زندگی خود را تعیین کنند. هویت، باعث ایجاد یک وحدت درونی در عقاید و ارزش های شخصی و گروهی می شود. بنابراین می توان گفت هویت، زمینه ای را برای پاسخ گویی به سؤالات مربوط به «اهداف» و «معانی» فراهم می کند. بر این اساس برخی محققان، هویت را به عنوان یک تئوری برای زندگی، که توسط هر فرد ساخته می شود، در نظر می گیرند. عده ای از محققان انواعی از هویت را معرفی می کنند که عبارت است از هویت شخصی، هویت جمعی و هویت اجتماعی.
عوامل ایجاد بحران هویت
همانطور که در بالا گفته شد پاسخ به بعضی پرسش ها هویت فرد را شکل می دهد و فرد مسیری را برای ایفای نقش های فردی و اجتماعی خود انتخاب می کند. اما اگر فردی در مواجه با این پرسش ها نتواند پاسخی برایشان پیدا کند و یا به پاسخ های نادرستی برسد و یا اینکه برای هر پرسشی چند پاسخ داشته باشد در به دست آوردن هویت دچار مشکل می شود. اگر ریشه یابی کنیم این مسئله به عوامل مختلفی تقسیم میشود و اهم آن، مسائل تربیتی است که به مثلث خانواده، مدرسه و اجتماع مربوط است و خانواده در آن نقشی پر رنگ تری دارد. تأثیر خانواده در شکل گیری هویت افراد را از سه نظر می توان بررسی نمود:
۱- تمایلات والدین: گاهی آنقدر جنسیت فرزند برای خانواده با اهمیت می شود که آن ها را از جنبه های دیگر تربیتی غافل می کند.
خانم محمود زاده درباره این مسئله می گوید: «در خانواده توصیه میشود حتما مراقب باشند تا فرزند به خاطر تمایلات والدین دچار بحران نشود به طور مثال مادر در نهانش دوست دارد که دختر داشته باشد و چون به این هدف نرسید موهای پسرش را بلند می کند، برای او لاک میزند و رفتارهایی از این قبیل دارد. یا پدر رفتارهای دیگری دارد.»
۲- معرفی اشتباه الگو به کودک: بسیاری از والدین به صورت متدوال با کودک خود در جمع های خاصی حاضر می شوند که مناسب حضور آن ها نیست. این مشکل بیشتر در مورد فرزندان پسر اتفاق می افتد. معمولا به دلیل مشغله های پدر، فرزند پسر بیشتر وقت خود را با مادر و یا در جایی که مادر حضور دارد سپری می کند و این نکته کاملا به فراموشی سپرده می شود که حضور در این مکان ها می تواند شکل گیری هویت کودک را دچار مشکل کند.
استاد حوزه و دانشگاه در این باره می گوید: «پدر و مادر باید تفاوت ظرافتهای روحی دختر و پسر را بشناسند و البته برای هر کدام شیوهای درست از تربیت را پیاده کنند. نوع مجالسی که والدین در آن شرکت میکنند و هم نشینی ها در شکلگیری شخصیتی افراد بسیار مؤثر است. از نظر روانشناسی کودک در مرحله شکلگیری شخصیتش مدام در حال مقایسه خود با دیگران است و البته این ویژگی انسان تا آخرین لحظات زندگی با او همراه است که دو نوع سودمند و بیفایده دارد. مثلا مرتبا مادر فرزند پسر خود را در مجالس زنانه(البته منظور مهمانیهای خانوادگی که جمع خالهها با فرزندانشان هست و… نیست) با خود همراه می کند و پسر متوجه تفاوت خود میشود و اجتماع تقلید به او به اشتباه معرفی می شود که اگر می خواهی مورد تأیید باشی باید ظاهری آرایشکرده، ابروان اصلاح شده و در کل رفتار زنانه داشته باشی در صورتیکه جای این پسر بیشتر در مجالس مردانه و در کنار پدر است تا اجتماعی که باید از آن الگو بگیرد به او درست معرفی شود.»
۳- لباس: نقش لباس ها در شکل گیری هویت بسیار پر رنگ است. چرا که لباس به عنوان زبان بدن معرفی می شود. به گفته دکتر مریم محمودزاده لباسها نقش بی بدیلی در شکل گیری هویت افراد دارند، تحقیقات نشان می دهد که لباس ها دارای زبانند به طور مثال شما از کجا متوجه می شوید که چه کسی در یک مجلس عروس است؟ از لباس عروس، از کجا در ابتدا متوجه می شوید که فردی شخصیتش برایش از ظاهرش مهم تر هست از لباس محجوب، مرتب و پوشیده او؛ پزشک و پلیس را از کجا تشخیص می دهید؟ از لباس های آن ها! اگر نقش ظاهر در شکل گیری باطن و بالعکس آن را در نظر بگیریم و ورودی و خروجی خانه ذهنی را، جامعه کمتر با این بحران روبه رو میشود.
رنگ ها و لباس های قراردادی بر روی شخصیت تأثیرگذار است
وقتی برای هر موقعیت و شغلی لباس خاصی وجود دارد چگونه می توان بین پوشش زن و مرد تفاوتی قائل نشد؟ البته در سال های اخیر لباس هایی با عنوان «اسپرت» قصد شکستن مرزهای لباس مردانه و زنانه را داشته اند اما همچنان لباس ها و حتی رنگ لباس ها در بیشتر کشورها قابل تفکیک هستند. بیشتر مردم بلوز و شلوار و رنگ آبی را مردانه می دانند و پیراهن و دامن یا رنگ صورتی را زنانه. سوال این جاست که اگر مردی رنگ های شاد و گرم مثل رنگ صورتی، زرد، قرمز و … استفاده کند در شکل گیری شخصیت مردانه او مشکلی پیش می آید؟
دکتر محمودزاده در جواب این سوال می گوید: «این نمادها بیشتر قراردادی است و تا سن حداکثر۳ سالگی آسیبی به هویت فرزند ما وارد نمیکنند اما بعد که نشانه اصلی تشخیص شخصیت میشود، دیگر نمی توان به آسانی از آن گذشت و خانواده و جامعه با او دچار مشکل میشوند.
رنگها دقیقا مانند کلمات و جملاتند، گاهی روی لباس ما جملاتی نوشته میشود که ما نمیخوانیم اما کاملا بر روی شخصیت ما و ضمیر ناخودآگاه ما تأثیر دارد و ما را در تشخیص مسائل دچار اشتباه یا هدایت میکند.»
به گفته ایشان وقتی مردی به لباس های زنانه علاقه پیدا می کند و تمایل به استفاده از رنگ های زنانه دارد ناخودآگاه به سمت شغل های زنانه جذب می شود و از شغل های فنی فاصله می گیرد. این فرد همچنین میل به همنشینی با زنان پیدا می کند. تحقیقات نشان داده است که پوشیدن این قبیل لباس ها روی ویژگی های شخصیتی مردان مثل کاهش غیرت، مسئولیت پذیری، تامین معاش و… تأثیر می گذارد.
شاید به همین دلیل است که بنابه فرموده امام صادق(علیه السلام): رسول خدا (ص) مردان را از پوشیدن لباس زنان و زنان را از پوشیدن لباس مردان نهی میفرمود.
راه حل این مشکل چیست؟
دکتر محمود زاده در این باره توضیح می دهد که یک سری از این رفتارها، تمایلات و سلایق است و می شود آن ها را با ترفندهای روانشناسی و دینی در تربیت بر طرف کرد که البته مؤثرترین روش، تربیت پیشگیرانه هست. اما عده ای که اکنون با این معضل مواجه اند باید از روشهای درمانی بهره بگیرند مانند مطالعه کتاب، مراجعه خدمت علما و روحانیون، مراجعه به مشاوران و متخصصان متبحر و… تا فرد به روند عادی خود بازگردد. اما برخورد سلبی و رفتار تند به هیچ عنوان توصیه نمیشود.
بنابراین بیشترین دغدغه را باید والدین در این زمینه داشته باشند. آن ها هستند که با رفتار پیشگیرانه می توانند از بروز این مشکل در فرزندانشان جلوگیری کنند و یا در صورت دیدن علائمی از این مشکل به بهترین روش آن را رفع کنند.
۹۴/۰۸/۱۸